نمیتونم از آمیگدال دل بکنم و بخوابم...

همیشه دختر،خواهر،دوست منطقی بودم... جلوی اشکاشو گرفتم... حالا خودم خل شدم... کاش میشد چند روز از هوش برم یکم نفهمم چی داره اتفاق میفته...

بگم اگه همون اول نبودی خوش حال بودم... ولی خب بودی سال ها پیشم بودی و خوشحالم که بودی و هستی... ولی میترسم از روزی که نباشی... میترسم...من همیشه پشتت بودم همیشه بودم... دارم میترسم از نبودنت...

کاش بخوابم فکرو خیال نکنم...