۲۰ دقیقه
۲۰ دقیقه دارم ، ۲۰ دقیقه دیگه در حال آماده شدنم که برم... بدنم کمی با این شرایط adjust شده... میتوانستم متن کامل کنم ، یا بخشی از خلاصه داستانو بنویسم... اما خواستم اینجا دراز بکشم و برای ۲۰ دقیقه برای خودم باشم...کاش میتونستم پتو رو بکشم روی سرم و خواب بعدازظهر رو به شب پیوند بدم... ولی جاده منتظرمه... افکاری که با کاش شروع میشن و بعدش با ولی ادامه پیدا میکنن رودوست ندارم... حضرت حافظ میفرماید
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد...
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۲ ساعت 15:5 توسط Fatemeh
|
NOTHING IS PERMANENT