_ کارلسن لحظه‌ای فکر کرد با او درددل کند. اگر با کسی حرف میزد و توصیه ها و اظهار همدردی اش را می‌شنید، آرام می‌شد؛ ولی بعد بارقه ای از خشم را درونش احساس کرد. فریدا شنونده‌ای حرفه ای بود و کارلسن نمیخواست با کسی حرف بزند که کارش گوش دادن است.او کسی را می‌خواست که طرفش باشد و با او صمیمی باشد.

4/10

زیاد برام هیجان انگیز نبود، دارم به این موضوع فکر میکنم که بعد از آگاتا کریستی، تقریبا هیچ نویسنده‌ای نتونسته اونقدر منو به وجد بیاره...