داشتن سلامت روان خیلی وقته که برای من تبدیل به هدفی شده که باید هر لحظه از زندگیم براش تلاش کنم! چیز های زیادی رو توی این مدت یاد گرفتم ولی...

مسئولیتم رو انجام میدم، سر کار میرم، مشاوره میدم و همون لحظه به خودم میگم همه این کارهایی رو که نسخه کردی خودت انجامشون میدی! کم و بیش!

شهریور رو یادم میاد که به خودم میگفتم همه کارهامو با هم جلو میبرم ، دانشگاه، کار، ارشد و ادامه دادن زبان سوم ! ولی کم کم یکی پس از دیگری از لیست حذف شدن...

مدام به خودم یاداوری میکنم باید از مسیر زندگیم لذت ببرم!

یادم میاد جوون تر که بودم دوران راهنمایی چند تا دوست داشتم که عصر ها تلفنی با هم صحبت میکردیم و خانوادم مدام بهم یاداوری میکردن که به جای این مکالمات بیهوده بیشتر درس بخون! و حالا مدام ازم میخوان با بچه های دانشگاه ارتباط داشته باشم! باهاشون صحبت کنم! عجبیه برام! و در انجامش ناتوانم.