قدیما دلم میخواست توی این شرایط کسی کنارم باشه که با هم کار رو جلو ببریم. اما نبود! افرادی هم که بودن به فشار و استرس اضافه می‌کردن. و حالا که مدت زیادی هست خودم تنها کار رو جلو می برم! چون من اون نگاه پر از حسادت رو میشناسم!

+ یادمه روزای اولی که وبلاگم رو پیدا کرده بودم حیلی دلم میخواست بارش برف براش بذارم اما هر کاری میکردم نمی‌شد، چند روز پیش تایم استراحت داشتم توی وبلاگ های به روز شده چرخ میزدم و اتفاقی کد بارش برف پیدا کردم و تادا جواب داد! حدود دوسال پیش نصف روز کارم این بود بدون نتیجه و حالا دو دقیقه بیشتر وقت نگرفت :)