یکی از قسمت های عجیب بزرگسالی( البته فکر میکنم خیلی زود وارد این دوره شدم) اینه که پذیرشی داری که گاهی خودتو می ترسونه! مثلا همین موضوعی که الان هست، من نوجوون گریه ها میکرد در موردش ولی حالا؟ کارهامو انجام دادم و نشستم پای درسم بی خیال! اصلا هم برام مهم نیست!