Here i am once again!
نشستم اینجا، از صبح ۴ صفحه درس خوندم و یه مطلب رو هزاربار نوشتم، فکر کردم، برای خودم کشف کردم! متاسفانه احساس میکنم فلج شدم! احساس میکنم توی زندگیم به هیچ نرسیدم! احساس میکنم مغزم خاموش شده! احساسات زیادی دارم افکارم در حال پرش هستن! حرف های ادم ها رو میشنوم ولی متوجه نمیشم. خیلی بده خیلی بد! میدونم این جوری نمیشه و باید تغییری ایجاد کنم! دلم چیزی رو میخواد که نمیدونم چیه! حالم شبیه کسیه که وسط تابستون با لباس های زمستونی رفته ساحل!
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان ۱۴۰۴ ساعت 18:26 توسط Fatemeh
|
NOTHING IS PERMANENT